دارم نگاه می کنم از پشت پنجره
به تو ای نازنین قطره ی باران
تو را می شکنم با اسید فولیک
تا شوی باز قلیایی وجود من
تقدیم به سروش...
زندگی را با ترانه ی عشق
تو تجربه کردم...
من زیستن را با وجود تو حس کردم...
ای عاشقانه ترین شعر نوجوانی من
ای دوست دوست داشتن را با تو می خواهم
فقط با تو
پس با من باش با وفا...
تا بی وفایی را هم تجربه کنی!!!
دوستت دارم با وفا.
عاشق ترین منم عاشق کسی که وجودش برایم
همچون پاییز زیباست...
کسی که صدایش ترنمی چون تبسم بر لبانم می نهد
کسی که بودنش برایم ارزش دارد...
نمی دانم شاید یک حس زودگذر باشد یا شاید یک حس
بی فرجام...
اما هر چه هست زیباست...
ومن با تمامی وجود خواستار ان هستم.
بلی خواستار ان هستم با همین وجود یخی ام...
سلام به تو ای ریشه ی دل شکسته ی مرداب درون من...
تو را با کدامین سلطان قلب عوض کنم.
ای نازنین ترین جویبار چشم...
من تو را با نسیم همصدا می کنم.
دوستت دارم و می دارم و خواهم داشت...
ای تمام عسل وجودم.
ای چشمک زنه قورباثه ی برکه ی قلبم...
ای هستی بخش یک تبسم شیرین.
تو را با دانه ی تلخ زندگی می چشم...
ای چای خوش بوی میعاد...
احساسی امیخته با طنز...
تقدیم به دوستم سروش...
زندگی زیباست با وجودتو...![]()
زندگی تلخ است بی وجود تو...![]()
تورا در قلب شعرم می گذارم.![]()
به نام عشق ان را می نگارم...![]()
تمام حرف من در شعر این بود!!!![]()
تو را تا بینهایت دوست دارم...![]()
اری دوستت دارم.![]()
عشق است که زندگی را می فهماند و معنا می کند و برای رهایی از حصارغصه ها همدم غروب عشق می شوم تا غصه ها هم رنگ عشق شوند...![]()
![]()
![]()
و اما من...می نویسم از همه ی ان تنهاییها و غربتهای شیرین است و شبنمی وابی است و اسمانی است...![]()
![]()
اری عشق است که ابیست همچون اسمان دل من...![]()
![]()
![]()
بغض گریه تو چشم![]()
![]()
![]()
حرفهای درد رو لبهام![]()
![]()
![]()
چه جوری باید بگم من![]()
![]()
بی تو دنیا رو نمیخوام![]()
![]()
زده اتیش به وجودم ![]()
![]()
![]()
غم دور از تو نشستن![]()
![]()
من که پیش مرگ تو بودم![]()
تو گرفتی من رو از من![]()
![]()
جز محبت من چه کردم؟![]()
که شدی دشمن جونم![]()
![]()
تار و پودم روسوزنده![]()
اتیشی که کردی روشن![]()
رفتی و من غریب و تنها![]()
بی تومجنونم و رسوا![]()
![]()
تو بیا ای نازنینم![]()
به تو خو کرده نفسهام![]()
![]()
فاصله ی من و تو![]()
شده ی اندازه ی دنیا![]()
![]()
تو بیا ای نازنینم![]()
تو امید بده به فردام![]()
گرفته شده از رمان عروس دریا...![]()
![]()
چه کسی بغض های فرو خورده را می تواند شماره کند؟ یا پرهای پروانه های مرده را پیراهن هر ستاره کند؟
چه کسی دست کلمات دست نخورده ذهن مرا می تواند بگیرد و انها را به باغ شعر ببرد؟
چه کسی شکل شادی هایی را که در راهند و روی اینه های ما خواهند نشست می تواند نقاشی کند؟
چه کسی منتظرم می ماند تا مدادم را پیدا کنم و نامه ای بنویسم؟
نامه ای برای او که هفته دیگر یا شاید هفت هزار سال دیگر ان را می خواند.
چه کسی این دیوار های سرخس موازی را از پیش روی من و تو بر دارد؟
این لبخند های پر تکلیف تکراری این نفسهای یکنواخت...
چه کسی حرفهای خسته دلم را خواهد شنید و دستی بر سرو رویشان خواهد کشید؟
نیمی خواب... نیمی بیدار...نیمی انسان...نیمی فرشته ام و همواره از تو نوشته ام...
تقدیم به دوست عزیزم...برای او هرچه شعر بگویم باز هم قلمم سری در سر می پروراند برای او...سروش
اهی میکشم و برای صدمین بار می نویسم...
تو نیستی که ببینی چگونه عطر تو در عمق لحظه هاجاریست؟
چگونه تصویر تو در برق شیشه ها پیداست؟
تمام گنجشکان در نبود تومرا به باد ملامت گرفته اند...
و تو را به نام صدا می زنند!!!
تو نیستی که ببینی چه نیمه شب ها که من همسفر باران بودم ...
تو نیستی که ببینی چگونه با دیوار به مهربانی یک دوست از تو می گویم...
چگونه از دیوار جواب میشنوم که ... دوست... تنها رویای خیال من است.
تقدیم به بهترین دوستم سروش...
سر انگشتان لطیفه باران به شیشه ی اتاقم می خورد ومرا بر ان می دارذد که پنجره را بگشایم.
قطرات ریز باران در زیر نور ماهتاب درخشش خیره کننده ای دارند.
مدتی به این تلالو زیبا چشم می دوزم .نسیم با ان دستان ظریف و جان افزای خود چهرام را نوازش می کند ولبخند را بر لبانم می نشاند
دوباره به ان تابلوی محزون می نگرم. برقی از اسمان می جهد وبرای لحظه ای اتاق تاریک دلم را روشن می کند. اه خداوندا پس کی شکوفه ی به خاک نشسته ی دلم بیدار می شود...
ذهن من خالیست از هر دغدغه...
خالیست از فریاد های گنگ و نال مفهوم...
اسمان خالیست از ستارگان سر گردان...
خانه ام خالیست بی تو...
خالی ات تنهائیم را بیشتر...
خالی ات خاکسترم کرد...
خالی ات درد مندم کرد...
ای عشق نا فرجام.
بی تو هیچ پرنده ای پرواز نمی کند ... بی تو دلها مرده است... زندگی پاییز است درها را باید بست...
پای در این خانه نباید گذاشت...اینجا خانه ی تنهایی است خانه مرگ است... خانه ایست که درد عشق نافرجامی را چشیده است...
خانه ایست شاهد عشق. شاهد غم .شاهد مرگ... خانه اسیت شاهد نگاهای دروغ... اجرها رنگ غم دارد
و حوضچه ی ان پراست از اب های سیاه بد گمانی و باغچه ای که پر است از درختان شک و تردید
سایه بانی از دروغ و نفرت... خانه ای ویرانه است که دلش می خواهد غبارش را کنار برده و زیر لب بارها و بارها بگوید...
ای کاش من هم خانه ی عشق بودم ....
یعنی من هفته ای یک بار مثل رابین هود میرم مطلب واسه شما میدزدم![]()
خوب آوا جان هم که نیمدونم ولی ظاهر ایشون میخوان ماهی یک بار یا سالی یک بار آپ کنن بازم خوبه مثل رابین هود نیستن
و مطلب مال خودشه
خوب دیگه اینم از آموزش امروز
حروف تعریف نامعین:
The تو زبون انگلیسی یادتون هست؟ تو زبون ایتالیایی یه نمه بیشتره (7 تاست). هر وقت بخواید یه اسمی بگید مثل کتاب، پرنده، پدر و ... باید قبلش یه حرف تعریف معین هم بذارید.
|
La |
اسم مفرد و مونث باشه و با حروف بیصدا شروع بشه |
|
Il |
اسم مفرد و مذکر باشه و با حروف بیصدا شروع بشه بجز استثناء زیر |
|
Lo |
اسم مفرد و مذکر باشه و با حروف s, z, x, gn, pn, ps شروع بشه |
|
I |
اسم جمع و مذکر باشه و با حروف بیصدا شروع بشه بجز استثناء زیر |
|
Gli |
اسم جمع و مذکر باشه و با حروف s, z, x, gn, pn, ps شروع بشه |
|
Le |
اسم جمع و مونث باشه و با حروف بیصدا شروع بشه |
|
L' |
اسم مفرد باشه و با حروف صدا دار شروع بشه |
چنتا مثال ببینید:
شب La notte
قورباغه La rana
پدر Il padre
کتاب Il libro
کتابها I libri
نویسنده ها Gli scrittori
خانمها Le donne
قورباغه ها Le rana
دوست (دختر) L'amica
دوست (پسر) L'amico
برای تبدیل یه اسم مفرد به جمع، حرف آخر کلمات رو به ترتیب زیر عوض کنید:
a به e
o به i
e به i
اینم مثالهاش:
|
اسم مفرد |
اسم جمع |
معنی |
|
La Polizia |
Le Polizie |
پلیس |
|
Il Medico |
I Medici |
پزشک |
|
La Cassaforte |
Le Cassaforti |
صندوق |
حروف تعریف نامعین:
حالا a و an انگلیسی یادتونه؟ تو زبون ایتالیایی یه نموره بیشتره (4 تاست). هر وقت بخواید یه اسمی بگید مثل کتابی، یه پرنده، پدری و ... باید قبلش یه حرف تعریف نامعین هم بذارید.
|
Una |
اسم مفرد و مونث باشه و با حروف بیصدا شروع بشه |
|
Un |
اسم مفرد و مذکر باشه و با حروف بیصدا شروع بشه بجز استثناء زیر |
|
Uno |
اسم مفرد و مذکر باشه و با حروف s, z شروع بشه |
|
Un' |
اسمی که با حروف صدادار شروع بشه |
چندتا مثال از حروف تعریف نا معین:
مادری Una Madre
دختری Una Ragazza
یک پسر Un Ragazzo
یک نویسنده Uno Scrittore
یک دوست (دختر) Un' Amica
در پست بعدی بعد از یه زنگ تفریح در مورد ضمایر صحبت خواهیم کرد.
ای آیینه اشک بریز زیرا دیگر نمی توانی روی زیبایش را ببینی ![]()
![]()
صدای غرش آسمان را می شنوی آسمان می خواهدبامن همدردی کندآه اشک بریز آسمان . سیل ببار که او رفت نه ![]()
![]()
صبر کن نمی خواهم جای پای محبوبم از روی سنگ فرش خانه شسته شود. ![]()
![]()
بار دگر سپیده ی صبح گاهی غزل خوش عشق را با سخاوت تقدیم شبنم
می کند وشبنم آن را به پاکی تک قطره ی ناب اقیانوس هستی تقدیم طبیعت نسیم با آن دستهای نوازش گر ابروان دختر افتاب را به بال رقص
مرگ می کشاند امروز
که به سالها پیش می نگرم احساس می کنم که چقدر رو زگار بی رحم است انقدر بیرحمکه حتی به تک شاخه ی گلی که از روی احساس
عشق سر از خاک بیرون نهاده و به خورشید روزگار لبخند زده
خشکانده آه من نمی دانم چرا ... چرا.. باید روزگار این قدر بی رحم
باشد که دست به چنین کاری زند. حال من ماندم و خاطره ای از ده خزان خشکیده..